به گزارش شهرآرانیوز؛ تئاتر مشهد چند سالی است که به واسطه پیشینه غنی که از گذشته داشته، در مسیر پویایی قرار گرفته است. اگرچه این پویایی در گرو حمایتهای بخش خصوصی و دولتی از این هنر است، اما در کنار آن، کیفیت مطلوب آثار نمایشی راز ماندگاری و جذب مخاطب عام محسوب میشود. در همین راستا، با کارگردانان دو اثر نمایشی «تب سرد روی پیشانی داغ» و «والس تصادفی» گفت وگویی داشتیم تا آنها بیشتر ما را در جریان حال و احوال تئاتر مشهد قرار دهند.
کارگردان و طراح نمایش «والس تصادفی» درباره نمایش خود با بیان اینکه این نمایش هر شب ساعت ۲۰:۳۰ به صورت دوسویه در تماشاخانه استاد نوری روی صحنه میرود گفت: این اثر که تاکنون دو هفته اجرای عمومی را پشت سر گذاشته، در صورت فراهم بودن شرایط، در ماه جاری به اجرای خود ادامه خواهد داد.
علی عبدالهی، با اشاره به مشخصات اثر گفت: نمایش «والس تصادفی» نوشته ویکتور هاییم نمایشنامه نویس فرانسوی است که با ترجمه اصغر نوری روی صحنه رفته است. این نمایش یک کمدی فانتزی اروپایی است که بر پایه یک موقعیت متفاوت و غیرواقع گرایانه شکل میگیرد.
او درباره فضای داستانی نمایش افزود: داستان درباره دختری است که پس از یک تصادف سنگین وارد فضایی میان جهانی میشود؛ فضایی که نه کاملا این جهانی و نه آن جهانی است. در این فضا، فرشتهای حضور دارد که با او وارد یک بازی میشود؛ بازیای که صد امتیاز دارد و اگر شخصیت اصلی بتواند این امتیاز را کامل بگیرد، به بهشت میرود و اگر موفق نشود، به جهنم فرستاده میشود. این ایده ساده، بستری برای موقعیتهای کمیک و در عین حال اندیشه برانگیز فراهم میکند.
عبدالهی با تأکید بر ماهیت کمدی در این نمایش بیان کرد: ما هیچ وقت دوست نداریم «والس تصادفی» را صرفا یک نمایش کمدی بنامیم. این اثر ترکیبی از کمدی فانتزی، لحظات جدی، فرم گرایی، پرفورمنس، طراحی خاص نور و موسیقی است. کمدی فانتزی دقیقا روی مرز خندیدن و نخندیدن حرکت میکند؛ مشابه آنچه در کمدی سیاه میبینیم. مخاطب در طول اجرا هم میخندد، هم درگیر فکر میشود و وقتی سالن را ترک میکند، ممکن است ساعتها به آنچه دیده فکر کند.
این کارگردان درباره استقبال مخاطبان گفت: از نظر رضایت مخاطب، بازخوردها بسیار مثبت بوده و نظراتی که تماشاگران بعد از اجرا به ما میدهند، نشان میدهد نمایش ظرفیت استقبال بالاتری دارد. با این حال، به دلیل ترافیک بالای اجراها در مشهد و همچنین محدودیتهایی که در زمینه تبلیغات داریم، میانگین فروش بلیت در حد متوسط باقی مانده است. با این حال، در جدول فروش جایگاه قابل قبولی داریم و امیدواریم در ادامه اجراها، این استقبال پررنگتر شود.
عبدالهی درباره وضعیت کمدی در تئاتر مشهد اظهار کرد: تعریف کمدی در مشهد معمولا به سمت کمدیهای عامه پسند، یا ترکیبی با استندآپ و شوهای سرگرم کننده میرود. در حالی که کمدی فانتزی با حال وهوای اروپایی کمتر روی صحنه دیده میشود. در این سبک، خنده هدف نهایی نیست، بلکه وسیلهای برای ارتباط عمیقتر با مخاطب است. ما تلاش میکنیم تماشاگر علاوه بر سرگرمی، با لایههای فرمی و محتوایی نمایش درگیر شود؛ به همین دلیل هم بخشهای جدی و تأمل برانگیز در کنار لحظات کمیک حضور پررنگی دارند.
این کارگردان جوان با اشاره به اینکه نبود سازمان دهی منسجم برای گروههای نمایشی مستقل بزرگترین چالش است یادآور شد: از کمبود پلاتو و فضای تمرین گرفته تا هزینههای بالای دکور، اجاره سالن، تبلیغات و سایر مخارج تولید. متأسفانه انجمنها و نهادهای مرتبط، حداقل برای گروههایی مثل ما، حمایت مؤثری ندارند و این مسئله فشار زیادی به گروههای اجرایی وارد میکند.
عبدالهی ادامه داد: اگر حمایتها و مدیریت منسجم تری از سوی بخشهای دولتی و فرهنگی وجود داشته باشد، قطعا گروههای نمایشی میتوانند با خیال آسوده تری تولیدات باکیفیت تری ارائه دهند. با این حال، واقعیت این است که تنها دلگرمی ما برای ادامه مسیر، مخاطبان تئاتر هستند.
او درباره آینده تئاتر مشهد گفت: اینکه امروز نام تئاتر بیشتر در مشهد شنیده میشود و تعداد اجراها افزایش پیدا کرده، اتفاق بسیار خوبی است. دیدن اینکه در برخی شبها بیش از بیست اجرا هم زمان در شهر روی صحنه میروند، برای من امیدوارکننده است. ما با تمام وجود دوست داریم مردم مشهد بیشتر تئاتر ببینند و فرهنگ و هنر این شهر تأثیرگذاری عمیق تری بر جامعه داشته باشد.
علیرضا وارسته، کارگردان نمایش «تب سرد روی پیشانی داغ» درباره این اثر که این روزها در سالن بهار مجتمع امام رضا (ع) برروی صحنه میرود، در گفتوگو با «شهرآرا» گفت: این نمایش تا به حال سه بار در سطح ایران، دو بار در مشهد و یک بار در تهران اجرا شده است.
اجرای اول در سالهای ۹۰-۹۱ به کارگردانی خود نویسنده اثر، آقای علی حاتمی نژاد، انجام شد. آخرین دفعه که در مشهد اجرا شد، مربوط به سال ۹۶ به کارگردانی مهدی ضیاءچمنی بود. همچنین نسخهای که در تهران اجرا شد نیز با بازی پیام دهکردی و کارگردانی عابدی به صحنه رفت. این نمایشنامه اثری موفق بود که در سال ۹۰ چاپ شد و توانست جایزه یک نمایشنامه از جشنواره را کسب کند.
وارسته درباره دلیل انتخاب دوباره این متن برای اجرا بیان کرد: افتخار این را داشتم که شاگردی نویسنده این اثر، آقای حاتمی نژاد، را داشته باشم. من قبلا دانشجوی ادبیات نمایشی بودم و به مناسبت نوشتن مقالهای درباره این نویسنده و آثارش، فرصتی پیش آمد تا تمام نمایشنامههای او را بخوانم. «تب سرد روی پیشانی داغ» یکی از نمایشنامههای مورد علاقهام از آثار علی حاتمی نژاد بود.
این کارگردان ادامه داد: علاوه بر علاقه شخصی، چند نکته دیگر هم در انتخاب این اثر نقش داشت: نخست اینکه نویسنده اثر در مشهد حضور داشت و من میتوانستم با او ارتباط مستقیم برقرار کنم و صحبت کنم. دوم، این نمایشنامه برای من پر از علامت سؤال و نکات جذاب بود؛ انگیزههای خاکستری شخصیت ها، کدهای تعریف شده برای تخیل و همچنین پرشهای زمانی به گذشته، آینده و حال که برای کارگردانی چالش برانگیز است. به عنوان فردی که هنوز خود را در کارگردانی مبتدی میدانم و شاگردی میکنم، دوست داشتم خودم را با این چالشها آزمایش کنم.
کارگردان نمایش درباره تفاوت نسخه جدید با اجراهای پیشین توضیح داد: در سطح جهان متنهای زیادی داریم که بارها توسط تیمهای مختلف کارگردانی و اجرا شدهاند. هر نسخه میتواند متفاوت باشد. ممکن است در بعضی موارد شباهتهایی پیدا کنیم، اما به طور کلی هر کارگردان با تجربه و سواد خود تفاوتی را رقم میزند. حتی بازیگران مختلف نیز تأثیر خود را میگذارند؛ در این پروژه نیز بازیگری که ابتدا همکاری میکردیم، کنار رفت و بازیگر بعدی که آمد، بسیار متفاوت عمل کرد.
هر شخصی بر اساس تجربه و خلاقیت خود چیزی به اثر اضافه یا از آن کم میکند.
وارسته تأکید کرد: نویسنده اثر این اجازه را داد که اگر نیاز بود، بخشهایی را تغییر دهیم یا حتی حذف کنیم. متأسفانه افتخار دیدن اجراهای قبلی را نداشتم، اما با توجه به عکسهایی که در فضای مجازی موجود است و پرس و جو از چندین نفر، مطمئنم که این نسخه متفاوتتر از نسخههای پیشین است؛ هم از لحاظ طراحی صحنه و هم از منظر دیدگاهی که من دارم.
او درباره درون مایه نمایش گفت: مضمونی که در این متن برای من بسیار اهمیت داشت، مفهوم «خانه» بود. اتفاقی درونی در خانه رخ میدهد و در همانجا میماند. نمایش به موضوعهایی مانند روابط، کلام، خیانت، مهاجرت و تروما میپردازد، اما مفهوم خانه کلیتر است. به طور خلاصه، داستان درباره زوجی است که قصد جدایی دارند و زن خانواده را ترغیب کرده است که امشب جشن طلاق برگزار کنند. سپس اتفاقات دیگری رخ میدهد.
کارگردان نمایش در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از تئاتر گفت: در مشهد گاهی توقع حمایت داریم، اما خودمان تلاشی برای جذب مخاطب انجام نمیدهیم. به نظرم اگر میخواهیم از کارمان استقبال شود، باید کیفیت اثر را در اولویت قرار دهیم. بهترین تبلیغ برای یک نمایش، کیفیت خود آن نمایش است. او در عین حال نقش تبلیغات در فضای مجازی و رسانهای را نادیده نگرفت، اما تأکید کرد: نباید توقع معجزه از تبلیغات داشته باشیم. اگر اثر کیفیت لازم را نداشته باشد، تبلیغات هم نتیجهای نخواهد داشت.
وارسته به یکی از مشکلات اصلی فعالان تئاتر اشاره کرد و گفت: بزرگترین مسئلهای که این روزها با آن روبه رو هستیم، تعطیلیهای گاه وبی گاه سالنهای نمایش است. کوچکترین اتفاقی در سطح کشور رخ دهد، اولین جایی که تعطیل میشود، سالنهای تئاتر است.
ما کاملا متوجه شرایط و مناسبتهای مختلف هستیم، اما مسئله اینجاست که ما هم دنبال کسب لقمه حلال و دیدن نتیجه زحماتمان هستیم. او از همه علاقهمندان به تئاتر دعوت کرد تا از این اثر دیدن کنند و قول داد نسخهای متفاوت و باکیفیت از «تب سرد روی پیشانی داغ» ارائه دهد.